(خلاصه داستان اسپیول دارد!) در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی روایت میشود؛ زمانی که اداره گمرک و مالیات بریتانیا در حال شکست خوردن در نبرد با قاچاقچیان بینالمللی هروئین است و مرزهای کشور به شدت آسیبپذیر شدهاند. در این شرایط بحرانی و پس از افزایش آمار اوردوز جوانان، دولت بریتانیا به مدیران گمرک شش ماه فرصت میدهد تا پیش از اعلام وضعیت اضطراری ملی، جلوی این فاجعه را بگیرند. راهحل آنها، یک عملیات فوقسری و به شدت غیرمتعارف است. گروهی از کارمندان کاملاً معمولیِ گمرک (از جمله یک بازرس چمدانِ سرخورده در فرودگاه هیترو به نام «گای») که هیچگونه آموزش جاسوسی و کار میدانی ندیدهاند، انتخاب میشوند. این افراد عادی پس از گذراندن یک دوره آموزشی فشرده و ابتداییِ سه هفتهای، هویتهای جعلی جدیدی دریافت میکنند که در دنیای زیرزمینی و اطلاعاتی به آنها «افسانه» (Legend) گفته میشود. مأموریت آنها این است که خانوادههای خود را رها کرده و به عنوان مأمور نفوذی به درون خطرناکترین و بیرحمترین باندهای قاچاق مواد مخدر بریتانیا (از لندن تا لیورپول) رسوخ کنند؛ مأموریتی که هر لحظه و با کوچکترین اشتباه، ممکن است به قیمت جانشان تمام شود.
اولین دیدگاه را شما ثبت کنید!