کلکی 2898 میلادی؛ فیلمی حماسی علمی تخیلی به کارگردانی به نویسندگی و کارگردانی ناگ اشوین است. در سال 2898 پس از میلاد، شهر بیابانی کاشی اکنون تنها شهر شناخته شده ای است که توسط نخبگان تمامیت خواه، به رهبری پادشاه خدای سوپریم یاسکین، از یک ابرساختار هرمی معلق در بالای شهر، معروف به مجتمع اداره می شود. این داستان که در پس زمینه افسانه های هندو باستانی هند و یک جامعه دیستوپیایی قرار دارد، سفر هزاران ساله را از وقایع مهاباراتا در سال 3102 قبل از میلاد تا پایان کالی یوگا در سال 2898 پس از میلاد روایت می کند. هستهی داستان حول محور ورود شخصیت مرموز کالکی، دهمین و آخرین اوتار خدای هندو، ویشنو، میچرخد.
اکشندرامماجراجویی
کارگردانی ضعیف - داستان آبکی - استفاده از حقه قدیمی و نخ نما شده ( بر اساس داستان واقعی ) - بازیگری در حد تئاترهای میدانی - تبدیل شدن خرس به سوپرخرس و پیشرفت عقلی و فیزیکی حیوان تا حد یک موجود متمدن شکست ناپذیر - صحنه های کاملاً بی منطق و غیر قابل پذیرش - تلاش مذبوحانه برای جذب مخاطب ..... شاید اگر تیم کارگردانی و نویسندگان بهتری در این مجموعه بود به همراه بازیگران حرفه ای ، نیازی نبود تا با حقه (براساس داستان واقعی) سعی بر فروش فیلم شود . میشد که یک اثر جالب و دیدنی و سرگرم کننده باشد . اما افسوس که کارگردان نه بلد بود کارش را انجام دهد نه تیم نویسندگان حرفه ای بود و نه بازی بازیگران چنگی به دل زد . صحنه هایی که روی خرس کار شده بود احمقانه و با ساده لوحی کارگردان ، اسیر افراط شده بود و پیازداغش انقدر زیاد بود که بسیار از حد گذشت . فیلمی که نه اکشنش ، اکشن بود ؛ نه طنزش ، طنز بود ؛ نه خرسش ، خرس بود و نه ترسش ، ترس بود . فقط به عنوان یک انیمیشن سرگرم کننده و برای وقت گذرانی و پرهیز از بی حوصگی ارزش دیدن دارد . شاید اگر چنین آثاری به تیم حرفه ای سپرده شود نتیجه بسیار بهتری از نظر امتیاز نهایی و درآمد برای سازندگانش داشته باشد . الیزابت بنکس نشان داد که هنوز راه زیادی برای ساخت فیلم های درجه یک دارد
داستان جالبی داشت
شاید فقط برای یه بار دیدن و اگر فیلم بهتری در دسترس نباشه ....با سپاس